تبلیغات
جورواجورها
 
درباره وبلاگ


فرا رسیدن نوروز باستانی مبارك باد
سلام سال نو و تولد دوباره طبیعت، عید فرخنده و کهن نوروز باستانی را که یادگار نیاکان و پیام‌آور دوستی، عشق و محبت، با لطافت گیاه و خرمی طبیعت، و تحول به مراحل نیکوتر و برتر است بر شما عزیزان بازدیدکننده مبارك باد.امیدواریم در سال جدید نیز با پیشرفت روزافزون، بتوانیم میزبان خوبی برای شما فرهیختگان گرامی باشیم.

مدیر وبلاگ : s رستگار
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون درباره ی وبم چیه؟؟؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جورواجورها




بنام خداوندبخشنده مهربان                                   لحظه تحویل سال 1395

جورواجورها                                     sajjadr6.mihanblog.com واز همه مهمتر نظر یادت نره دوستانی که تمایل به تبادل لینک با وبجور را دارند ابتدا آدرس sajjadr6.mihanblog.com را در وبسایت خود با نام جورواجورالینک کرده و طی نظر - پیامی  آدرسی که  در آن لینک شده است را بیان کرده تا ما نیز وبسایت ایشان را لینک کنیم .

آی دی من  "sajjad6@mihanmail.ir 

جهت عضویت در سایت کلیک کنید

http://dl.bistsoft.com/icon/edame.gif

                                             







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 اسفند 1391 :: نویسنده : s رستگار
نظرات ()

1.آنتونی جی. دی آنجلو: اشتیاق‌تان برای یادگیری را توسعه دهید، تا هرگز در راه رشد و تعالی متوقف نشوید.

2.آلبرت اینشتین: تنها چیزی که در یادگیری من تداخل ایجاد می‌کند، تحصیلاتم است.

3.لوسییوس آنائوس سنکا: تا زمانی که زندگی می‌کنید، یاد بگیرید که چگونه زندگی کنید.

4.ویکتور هوگو: هر کس درب مدرسه ای را باز کند، درب زندانی را بسته است.

5.تئودور روزولت: کسی که هرگز به مدرسه نرفته است، ممکن است از واگن باری سرقت کند، اما اگر او دارای تحصیلات دانشگاهی باشد، ممکن است همه راه آهن را سرقت کند.

6.بنجامین فرانکلین: اگر کسی کیف پولش را بر سرش خالی کند، هیچ کسی نمی‌تواند آن را از او دور کند. سرمایه‌گذاری برای دانش بهترین بهره را به همراه دارد.

7.آلبرت اینشتین: هنر عالی معلم ترغیب لذت در بیان خلاق و دانش است.

8.ارسطو: ریشه های آموزش تلخ، اما میوه هایش شیرین است.

9.مارک تواین: هرگز اجازه نمی‌دهم مدرسه رفتنم در آموزش من تداخلی ایجاد کند.

10.پوبلیوس سیروس: نادان کسی است که آموزش را حقیر بشمارد.

11.بنجامین دیسرایلی: دیدن زیاد، درد و رنج زیاد و مطالعه زیاد سه ستون یادگیری هستند.

12.مارک تواین: هرگز اجازه ندهید آموزش و پرورش رسمی، راه اصلی یادگیری شما شود.

13.تئودور روزولت: آموزش انسان‌ها بدون اصول اخلاقی، تهدیدی برای جامعه است.

14.اسکار وایلد: همه آنچه ارزش دانستن دارد، آموزش دادنی نیست.

15.دوریس لسینگ: شما به طور ناگهانی چیزی را درک می‌کنید که در تمام زندگی خود آن را درک می‌کردید، اما این‌بار با راهی جدید. این همان یادگیری است.

16.یوهان ولفگانگ فون گوته: سرانجام ما بخشی از مطالعاتمان را که عملا انجام داده ایم را حفظ می‌کنیم.

17.ژوزف ژوبر: یاد دادن یادگیری دوباره است.

18.وینستون چرچیل: من شخصا همیشه آماده یادگیری هستم، اگرچه دوست ندارم همیشه تحت تعلیم باشم.

19.افلاطون: دانشی که همراه با اجبار کسب شود در ذهن نمی‌ماند.

20.ارسطو: به همان اندازه که زنده از مرده متفاوت است، تحصیل کرده از بی سواد متفاوت است.

21.لرد چسترفیلد: دانسته هایتان را مانند یک ساعت مچی در دست کنید، نه صرفا به این خاطر که نشان دهید آن را دارید. بلکه به این خاطر که اگر کسی از شما ساعت را پرسید، برایش بگویید.

22.توماس هنری هاکسلی: سعی کنید چیزی در مورد همه چیز و همه چیز را در مورد چیزی یاد بگیرند.

23.ماری کوری: در زندگی چیزی برای ترسیدن وجود ندارد، بلکه باید درک شود.

24.آلبرت اینشتین: اگر نتوانید موضوعی را به سادگی توضیح دهید، در حقیقت آن موضوع را درست نفهمیده اید.

25.ماهاتما گاندی: طوری زندگی کنید که انگار فردا قرار است بمیرید و طوری یاد بگیرید که انگار برای همیشه زنده خواهید ماند.

26.ویلیام هزلت: تعصب فرزند جهل است.

27.رایلی کینگ: زیبایی یادگیری در این است که کسی نمی‌تواند آن را از شما دور کند.

28.کارل ساگان: جایی، چیزی باور نکردنی منتظر آن است که شناخته شود.

28.گالیله: هرگز کسی (حتی بسیار نادان) را ندیدم که نتوانسته باشم چیزی از او یاد بگیرم.

29.برایان تریسی: مشکلات ما را متوقف نمی‌کنند، بلکه به ما آموزش می‌دهند.

30.هوگو: کتاب، جام جهان نماست.

31.ویکتور هوگو: خوشبخت کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی دارد: کتاب های خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.

32.ولتر: برگ های کتاب، به منزلهی بال هایی هستند که روح ما را به عالم نور و روشنایی پرواز می دهند.

33.دکارت: مطالعه یگانه طریق آشنایی و گفتگو با بزرگان است.

34.ویلیام شکسپیر:‌ در دنیای پر مکر و فسون، گوشه کتابخانه ‌ام را بر هر مقامی ترجیح میدهم.

35.سیدنی اسمیت: در نظرم چیزی نفیستر از کتاب وجود ندارد.

36.ج. روکین: ارزش بعضی از کتابها موقتی است ولی ارزش برخی دیگر ابدی.

37.فرانسیس بیکن: کمال انسانی تنها از راه خواندن کتاب انجام میگیرد.

38.لرد چستر فیلد: بهترین کتاب،‌ بهترین همنشین است.

39.انیشتین: افکار و اندیشه های انسان به گونهای است که ممکن است فقط خواندن یک کتاب پایه اندیشهها و افکار انسان را بر مبنای جدید یا در مسیر خاصی قرار دهد و چه بسا ممکن است کتابی مسیر سرنوشت میلیونها انسان را در راه مخصوصی بیندازد.

40.مونتسکیو: من هیچ غمی نداشتم که خواندن یک صفحه کتاب از بین نبرده باشدکتاب، عمر دوباره است. در دنیا لذتی که با لذت مطالعه برابری کند، نیست.

41.کارلایل: دانشگاه واقعی، جایی است که مجموعه ای از کتاب در آن جمع آوری شده باشد.

42.موریس مترلینگ: آدم تنها در بهشت هم باشد، به او خوش نمی گذرد، ولی کسی که به کتاب یا تحقیق علاقهمند است، هنگامی که به مطالعه یا تفکر مشغول است، جهنم، به تنهایی برای او بهترین بهشتهاست.

43.آبراهام لینکلن: بدون حکومت، می شود زندگی کرد، ولی بدون کتاب و مطبوعات نمی شود.

44.سقراط: جامعه وقتی فرزانگی و سعادت می یابد که مطالعه، کار روزانه اش باشد.

45.بیهقی: بهترین سخن گویان و یاران، کتاب است و آن گاه که دوستان تنهایت نهند، میتوانی به آن سرگرم شوی. اگر او را هم راز خویش قرار دهی، سرّ تو را فاش نمیکند و با کتاب است که می توان به دانش و نیکیها دست یافت.

46.منتسکیو: کتاب را زیاد مطالعه کنید تا بفهمید که هیچ نمیدانید.

47.عماد کاتب: تا به حال ندیدم کسی امروز کتابی بنویسد، مگر اینکه فردا میگوید: ای کاش این عبارت را تغییر می دادم که اگر چنین می نوشتم، بهتر بود و ای کاش این جملات را اضافه میکردم که اگر چنین می شد، نیکوتر بود و ای کاش این قسمت مقدّم بود که اگر چنین بود، جالب تر بود و این شگفت انگیز و مایه عبرت است و این خود، دلیل بر جهل و نادانی بشر است.

48.سیسرون: اتاق بدون کتاب، مانند جسم بی‌روح است.

49.پلو تارک: پرورش روحی بشر بر عهده کتاب است.

50.تولستوی: در دنیا لذتی نیست که با لذت مطالعه برابری کند.

51.لولین فایر: کتاب خواندن، بزرگ‌ترین لذت هر مرد شرافتمندی است.

52.ماکسیم گورگی: کتاب‌ها بودند که به من کمک کردند تا از باتلاق نادانی بیرون آیم وگرنه نابود می شدم.

53.بلینسکی: کتاب، برای تعلیم و تربیت نوشته شده است و نقش تعلیم و تربیت، بی اندازه مهم است؛ زیرا سرنوشت قطعی بشر را تعیین می کند.

 (حتماً نظر بدهید)                                                                                           مهیایی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 فروردین 1396 :: نویسنده : s رستگار
نظرات ()

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:

“اخلاق خوب ده چیز است که خدا هر که را بخواهد سعادتمند کند ،آنها را نصیب او می کند:راستی گفتار،پای مردی در نبرد،بخشش به متقاضی کمک،نیکی در عوض نیکی،حفظ امانت،پیوند با خویشان ،حمایت از همسایگان ،حمایت از دوست،مهمانداری و سر سلسله آن حیا است (نهج الفصاحه 2740)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 فروردین 1396 :: نویسنده : s رستگار
نظرات ()


 

وقتی حرف کنکور به میان می­آید، یک پای ثابت و اصل مهم این آزمون، دروس امتحانی و چگونه مطالعه کردن آنهاست. هر ساله، داوطلبان زیادی از ماه‌ها قبل از کنکور شروع به مطالعه می‌کنند، اما در نهایت، پس از اعلام نتایج و اسامی پذیرفته‌شدگان، افراد بسیاری از نتیجه خود راضی نیستند. سخن بسیاری از این داوطلبان، آن است که نحوه مطالعه آنها یکی از ضعف‌های اساسی‌شان بوده است. درباره مطالعه کنکور، هر ساله، مشاوران توصیه‌ها و بحث‌های زیادی می‌کنند که می‌تواند هر یک از شما عزیزان را بخوبی برای آمادگی بهتر در برگزاری این آزمون کمک نماید. در این مقاله قصد داریم تا شما را با تعدادی از این راهکارها و شیوه‌ها آشنا کنیم. از جمله موضوعاتی که به شما برای یادگیری و مطالعه بهتر در این زمینه کمک می‌کند، موارد زیر است:

 

  1. توجه به هدف نهایی، نه دشواری مسیر

در زندگی، داشتن هدف، بهترین عامل و موتور محرک برای انجام کارهاست. در کنکور هم همین­طور است؛ اگر شما هدف خاصی از شرکت در کنکور نداشته باشید، یادگیری هم برای شما دشوار و سخت خواهد بود؛ پس برای نتیجه­گیری بهتر، چند دقیقه قبل از شروع مطالعه به اهدافی که بعد از کنکور می‌خواهید به آنها برسید، فکر کنید و خودتان را در دانشگاه یا رشته مورد علاقه‌تان تصور کرده و امیدوار و پر انرژی مطالعه را شروع کنید.

برای شروع هر کار باید این نکته را بپذیرید که دشواری‌هایی در مسیر وجود دارد و  برای پیمودن آن تلاش هم لازم است. پذیرش دشواری مسیر و رنج راهی که در پیش دارید، شما را برای مقابله با این دشواری‌ها و پیشرفت آماده می‌کند. نپذیرفتن اینکه هر مسیری با دشواری روبروست، بویژه در آغاز راه، شما را افسرده و ناراحت می کند. اگر باید روزی بیست صفحه مطالعه کنید، فکر خود را به رنج روزی بیست صفحه مطالعه متمرکز نکنید، بلکه به لذت‌های نهایی که از این تلاش نصیبتان می‌شود، معطوف کنید. آنچه شما را به تلاش پی‌گیر و مستمر وا می‌دارد، میل به جذب لذت‌هاست. کسانی از کوه بالا می‌روند و قله را فتح می‌کنند که لذت رسیدن به قله را در ذهن می‌پرورانند. این افراد در طول مسیر، هرگز به دشواری راه نمی‌اندیشند، بلکه خود را در آن بالا مجسم می‌کنند و به این فکر می‌کنند که از آن بالا همه چیز زیباست. همین شوق ذهنی باعث می‌شود که آنها براحتی، دشواری مسیر را بپذیرند و پیش بروند؛ حال آنکه اگر آنان تمام ذهنشان را معطوف به دشواری مسیر می‌کردند و مدام به این فکر می‌کردند که چقدر تا پایان راه باقی است، این رنج که در ذهنشان مجسم می‌شد، بسرعت آنها را خسته می‌کرد. در ذهن خود موفقیت های نهایی را مجسم کنید؛ همچون ورزشکاری که به شوق لذتِ داشتن بدنی ورزیده و جسمی آماده در پایان کار، رنج زود بیدار شدن و سختی تمرینات را متحمل می‌شود، و یادتان باشد همیشه این توجه به لذت‌هاست که در انسان‌ها تمرکز و علاقه ایجاد می‌کند.

 

  1. قوانین مطالعه را بدانید

شناخت قانون هر چیزی، شما را به آن علاقه‌مند می‌کند. اگر خیلی‌ها از تماشای تنیس لذت نمی‌برند به خاطر آن است که از قانون شمارش امتیازها در آن آگاهی ندارند. قانون ورزش‌ها، قانون بازی‌ها، قانون برقراری یک ارتباط مؤثر، مقررات اجتماعی و قانون کتاب را کشف کنید. قبل از شروع مطالعه کشف کنید: محوری که مطالب کتاب حول آن دور می‌زند،  چیست؟ این کتاب بر چه موضوعی تاکید می کند؟ چه سبک و ساختاری دارد؟ چگونه می‌خواهد به من یاد بدهد؟

یکی از موارد بسیار مهمی که شما معمولاً نادیده می‌گیرید، قانون و روش مطالعه است. در خواندن هر کتاب و مطالعه نیز برای آنکه تمرکز عالی پیدا کنید، روش و قانونی وجود دارد که برای یک مطالعه متمرکز باید به آن توجه کرد. اگر شما ندانید قانون بازی والیبال چیست، نمی‌توانید آن را بازی کنید. در مورد مطالعه هم همین‌طور است؛ ابتدا باید روش مطالعه را فرا بگیرید.

 

  1. زبان گردانی کنید

وقتی شما چند دوست دارید، دوستی را که به شما بیشتر شبیه است، عاطفه و روحیه شما را دارد و به زبان شما سخن می‌گوید، بیشتر دوست دارید و به حرف‌هایش بیشتر توجه می‌کنید و حتی بیشتر او را به خاطر می‌سپارید. زبان کتاب، یک زبان ساده، عمومی و همگانی است و باید هم این گونه باشد. این شما هستید که باید پس از مطالعه، کتاب و متن و نمودار فرمول‌ها را به زبان خود بیان کنید. زبان‌گردانی، یکی از اصول مطالعه است. فرمول انیشتین را به زبان خود تعریف کنید و ببینید که آن فرمول در زبان شما چه مفهومی دارد. یادتان می‌آید که وقتی سال اول دبستان بودید، باران را چگونه برای خود زبان گردانی می‌کردید؟ نعلبکی را در لوله کتری برمی‌گرداندید و برای خود ابر و باران می‌ساختید. پیچیده ترین مطالب علمی را همین طور که مطالعه می کنید و جلو می‌روید، به زبان ساده، قابل فهم و بیان خوشایند خودتان برگردانید. از خود مثال بزنید و حتی آن متن را یک بار دیگر به زبان ساده خودتان بنویسید. اگر بخواهید عیناً مطالب کتاب را بخوانید و حفظ کنید عملاً نمی‌توانید یادگیری عمیقی داشته باشید، اما اگر با زبان گردانی مطالب را یاد بگیرید، مطالب کتاب را خیلی راحت­تر بیان خواهید کرد و به خاطر خواهید سپرد؛ پس یادتان باشد که زبان‌گردانی، یعنی بیان مطالب دشوار کتاب به زبان ساده و خوشایند خودتان.

  1. با کتاب شوخی کنید

وقتی تلویزیون تماشا می‌کنید یا با دوستتان صحبت می‌کنید، لبخندی بر لب دارید و راحتید، اما وقتی از کتاب و مطالعه صحبت می‌شود و به سراغ درس‌ها می‌روید جدی و محکم و اخمو می‌شوید. در روان‌شناسی حافظه و یادگیری گفته می‌شود: مطالبی که بار هیجانی بیشتری دارند، بیشتر در حافظه می‌مانند و بهتر به خاطر آورده می‌شوند؛ چرا که هیجان، علاقه، تمرکز و ورود مطلب به حافظه را موجب می‌شود. مثالی بزنیم: من به شما می‌گویم: «همسایه ۱۸ سال قبلتان یادتان می‌آید؟» شما می‌گویید: «نه.» می‌گویم: «همان که دو بچه کوچک داشت.» می‌گویید: «نه، به خاطر نمی‌آورم.» می‌گویم: «همان که پدرش فروشنده لباس بود.» شما باز هم به خاطر نمی‌آورید. می‌گویم: «همان که خانه‌شان آتش گرفت.» یک مرتبه همه چیز در ذهنتان زنده می‌شود؛ چرا که آتش گرفتن، بار هیجانی مؤثری داشته است. اگرچه آتش گرفتن، یک هیجان منفی در شما ایجاد کرده، اما در هر حال هیجان‌انگیز بوده و همین هیجان باعث شده است که شما خاطره آن را تاکنون بخوبی به خاطر بسپارید.

با کتاب خود شوخی کنید. مثال‌هایی مهیج، شادی آفرین، و حتی خنده دار بزنید. این موضوع به علاقه و تمرکز شما کمک زیادی می کند. هر چه می‌توانید، به سخت‌ترین مطالب کتاب بار هیجانی مثبت بدهید و آن را بخوانید. اگر بخواهید می‌توانید با زبان خوشایند خودتان با تمام مفاهیم کتاب شوخی کنید. با کتاب خود آن چنان شاد و مهیج برخورد کنید که گویی به دوست داشتنی‌ترین دوست خود رسیده‌اید.

 

  1. ترک افکار منفی و داشتن افکار مثبت

مطالعه عمیق و یادگیری ثمر بخش، وقتی حاصل می شود که فرد تصور مثبتی از خود داشته باشد و به خود اعتماد کند؛ زیرا اعتماد به خود در موفقیت مؤثر است و مهارت را بیشتر می‌کند، نیرو را افزایش می‌دهد و مغز را سالم تر می‌کند. وقتی می‌خواهید کاری را انجام دهید از گفتن کلماتی همانند: نمی‌خواهم، نمی‌دانم و نمی‌توانم بپرهیزید. جمله «این کار محال است» را از دفتر زندگی خود خط بزنید و ترس و بدگمانی و بی ارادگی را از ذهن خود دور کنید. ضمناً هرگز به خویشتن اجازه ندهید که هیجانات و افکار منفی، شما را در خود غرق سازد و تمرکز حواستان را مختل کند. اعتماد به نفس داشته باشید و پیوسته نزد خود تکرار کنید که قادر به انجام کار هستم، می‌توانم آن را انجام دهم و باید انجام دهم؛ به این شکل، تفکر مثبت را در خود پرورش دهید. قوی بودن، اعتماد به نفس و احساس شعف و شادی را در شما به وجود می‌آورد و باعث می‌شود که بهتر فکر کنید، بهتر مطالعه کنید و نتیجه کارتان بهتر شود. درواقع، خود پنداری مثبت، مهم‌ترین کمک برای تمرکز و یادگیری است، و اگر بتوانیم تصورات غلط و منفی را از ذهن خود دور نموده و تصورات مثبت را جایگزین آنها کنیم، می‌توانیم علاقه به مطالعه و یادگیری را در خود ایجاد کنیم؛ چرا که علاقه به مطالعه، یکی از شرایط اصلی و اساسی ایجاد تمرکز حواس به هنگام مطالعه است.

 

  1. هنر «نه» گفتن

زمان مطالعه، زمان مطالعه است و نباید از آن زمان برای چیز دیگری استفاده کرد؛ پس اگر شخصی از شما درخواست کرد که وقتتان را به چیز دیگری اختصاص دهید براحتی به او «نه» بگویید. اگر این اراده در شما ضعیف است، می‌توانید روی در اتاق مطالعه خود بنویسید: «مزاحم نشوید.» اگر به این صورت هم موفق نشدید، می‌توانید کارهای دیگری انجام دهید تا نشان دهد که شما دوست ندارید کسی باعث از هم گسیختن افکارتان شود.

 

  1. سؤال طرح کنید

طرح سؤال، یکی از شیوه های مطالعه دقیق و فعالانه است که در تمام اوقات مطالعه، مفید است. طرح سؤال پیش از مطالعه دقیق، فرد را وادار می‌کند تا به طور فعالانه و با تمرکز و دقت کافی و با انگیزه و علاقه به مطالعه بپردازد؛ زیرا در هنگام مطالعه نمی‌توان بدون تمرکز، پاسخ سؤالات را پیدا کرد. بعد از خواندن مطالب با طرح سؤال، می‌توان میزان فراگیری خود را ارزشیابی نموده و به نقاط قوت و ضعف خود پی برد. انجام این کار، سبب ایجاد نظر انتقادی نسبت به مطالب در فرد می‌شود و خواننده در مطالعات بعدی برای از بین بردن نقاط ضعف خود با دقت و تمرکز بیشتری مطالعه می‌کند.

 

  1. جدیت داشته باشید

به محض نشستن پشت میز مطالعه، خواندن را با جدیت شروع کنید؛ زیرا اگر سریع مشغول به مطالعه شوید، تمرکز حواستان راحت‌تر و بهتر صورت می‌گیرد.  با خود تصمیم بگیرید تا مقدار زمانی را برای مطالعه مشخص کنید و خود را به انجام این کار در مدت زمانی خاص محدود کنید. در این زمان از مطالعه دست نکشید و به مطالعه ادامه دهید، اما زمان مطالعه را طولانی نکنید، بیهوده وسواس به خرج ندهید، بهانه تراشی نکنید و به خود تلقین کنید که فرد با اراده­ای هستید و می‌توانید هر درسی را بخوبی یاد بگیرید. جدی باشید و با علاقه و انگیزه مطالعه کنید تا هنگام مطالعه دچار حواس پرتی نشوید.

 

  1. مطالعه در زمان مناسب

یکی از راه های برقراری تمرکز حواس، این است که مطالعه، در آن ساعت از روز انجام گیرد که برای فرد مناسب‌تر است؛ اما تعیین مناسب‌ترین زمان برای مطالعه، کاری دشوار است و به عادات فردی بستگی دارد. برخی از افراد عادت دارند تا نیمه های شب بیدار بمانند و با استفاده از سکوت و آرامش شبانه، با خیالی راحت و آسوده مطالعه کنند، اما برخی دیگر عادت دارند که شب‌ها زود بخوابند و صبح‌ها زود از خواب بیدار شوند و به مطالعه بپردازند. با این توصیف، تعیین زمان و مقدار مطالعه باعث آگاهی از تمام زمینه‌های مطالعه، برقراری تمرکز حواس، عدم سردرگمی، جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی و فهم بهتر مطالب می‌شود.

 

  1.  مطالعه در مکان مناسب

مکان مطالعه شما باید شرایطی داشته باشد که باعث یادگیری بهترتان گردد؛ ویژگی‌هایی مانند: سکوت، نور مناسب، دمای خوب و … از جمله این شرایط است. سعی کنید که پس از انتخاب مکان مطالعه خود، آن را تا حد امکان تغییر ندهید؛ زیرا اگر هر روز هنگام مطالعه در اتاق معینی بودید، کم کم ذهنتان عادت می‌کند که به محض رسیدن به آن اتاق، آماده تمرکز حواس و فراگیری شود؛ بنابراین، ثابت بودن مکان مطالعه و مشخص بودنش به علت دسترسی به آن و فراهم بودن وسایل مورد نیاز از قبیل: کتب درسی، دفاتر، کتاب لغت، خط کش، قلم و نظایر آن برای مطالعه، موجب تمرکز حواس بیشتر و آمادگی ذهنی فرد هنگام مطالعه می‌شود.

برای داشتن تمرکز به هنگام مطالعه، ابتدا باید خود را از دنیای خارج جدا کنید و محیط مناسبی را برای مطالعه برگزینید. چنین محیطی باید آرام، روشن و دارای هوای مناسب باشد. هیچ چیز به اندازه سر و صدا، خسته کننده و مانع تمرکز حواس نیست. ایجاد محیط کار مناسب، به خاطر ایجاد آرامش و شرایط مناسب اهمیت دارد و زمینه ای برای تمرکز و دقت است.

 

  1. با تمرکز و توجه کامل مطالعه کنید

یک خواننده خوب همیشه با تمرکز و توجه کامل مطالعه می‌‌کند و هیچ مطلبی را نخوانده باقی نمی‌گذارد؛ پس تا موضوعی را کاملاً نفهمیده‌اید، به سراغ موضوع بعدی نروید.

 

  1. یادداشت برداری کنید

یادداشت برداری، نوعی تکرار درس است که هم سبب تمرکز حواس و هم موجب بیشتر به خاطر سپردن مطالب می‌شود. یادداشت برداری خوب، کاری جدی و فعال است که با اندیشیدن ملازمت دارد؛ به همین دلیل، برای یادداشت‌برداری، باید هنگام مطالعه، فعال بود، و لازمه فعال بودن، داشتن تمرکز حواس است، و برای برقراری تمرکز حواس به منظور نوشتن، هماهنگی چشم و مغز به منزله نوعی یادگیری تجسمی چند بعدی با قدرتی بی‌نظیر است که تمرکز حواس را تقویت نموده و فهم مطالب و سرعت یادگیری را افزایش می‌دهد.

 

  1. به شیوه تنظیم مطالب توجه کنید

آیا مطالب بر اساس ترتیب زمانی نوشته شده‌اند یا بر اساس درجه اهمیت؟ ترتیب مطالب بر اساس کاربرد آنهاست یا بر اساس دشواری آنها؟ پاسخ دادن به این پرسش‌ها به تنظیم مطالب در ذهن کمک می‌‌کند.

 

  1. به نکاتی که به فهم مطلب کمک می‌‌کند، توجه کنید

به عکس‌ها، نمودارها، جدول‌ها و سرفصل‌ها توجه کنید و اولین و آخرین پاراگراف هر بخش را بخوانید. معمولاً برخی از افراد، حافظه تصویری و دیداری خوبی دارند. اگر جزو این دسته از افراد هستید، حتماً از این موهبت استفاده کرده و علاوه بر اینکه مطالب را می‌خوانید، آنها را بخوبی ببینید و به خاطر بسپارید.

 

  1. از تکنیکی منظم و منسجم استفاده کنید

هنگام مطالعه از یک روش منظم استفاده کنید تا به آن روش مسلّط شوید. یکی از بهترین روش‌ها، شامل: مراحل پیش‌خوانی، پرسش، خواندن، بازگویی و تعریف و دوره مطالب است.

 

  1. با ساختار پاراگراف آشنا شوید

معمولاً هر پاراگراف با مقدمه‌ای شروع می‌شود و با نتیجه‌ای پایان می‌‌یابد. اغلب اولین جمله به توصیف کلی مطالب می‌‌پردازد و زمینه را برای توضیح بیشتر فراهم می‌‌کند؛ پس به جملات اول هر پاراگراف بیشتر توجه کنید تا بتوانید موضوع بحث را بهتر تشخیص دهید. همچنین به دنبال نشانه‌ها، کلمات و عباراتی باشید که نشان دهنده تغییر موضوع مورد بحث هستند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 17 فروردین 1396 :: نویسنده : s رستگار
نظرات ()
امام علی علیه السلام می فرمایند : پاسخگو  مام على علیه السلام : روزه گرفتن در سه روز از هر ماه ـ پنجشنبه اول و آخر ماه و چهار شنبه وسط آن و روزه ماه شعبان ـ وسواس سینه و پریشانى هاى دل را از بین مى برد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 12 فروردین 1396 :: نویسنده : s رستگار
نظرات ()

طنز کنکوری



آورده­ اند که  در 28 ذی‌الحجۀ سال 420 هجری قمری، آن هنگام که دولت ورد، فرش بوقلمون بگسترانیدی و بلبلان تصنیف سور ربیع بنواختی، ابو عبدا... عبدالواحد محمد جوزجانی که سالیانی چند پشت کنکور بودی و نیک از آن بنالیدی، در پی آن شد تا برای گریز از این دیو دو سر، گزیری بیابد. بدین منظور، برّ و بحر بسیار بپیمود تا مفتاح موفقیت بستاند.
در راه پیرمرد خارکنی را بدید. از باب محادثه با او بشد و شرحی از احوال خود بداد و او را بگفت: «ای پیر ! تو که سرد و گرم روزگار بسیار چشیده­ای، دانی که علاج کار من نزد کیست؟» پیرمرد اندکی تامل کرد و سری بجنباند و آهسته بگفت: «در این شهر مردی است پر آوازه؛ اوستادی حاذق که در دانایی بی­ همتاست. نزد او رو تا چراغ راه خود یابی.»
عبدالواحد که از این حدیث به وجد آمده بود، نام استاد را بپرسید. پیرمرد بگفت: «نامش بوعلی سیناست و در این شهر همه او را بشناسندی.» سپس خار بر پشت نهاد و برفت. عبدالواحد شادمان از این خبر، راه شهر در پیش بگرفت تا علاج کارش را از استاد  استادان بپرسد. در راه مردی را بدید که بر لب جویی نشسته بود و گریان اشعاری چند از شاعر نامدار رودکی را زمزمه کردی  و به افسوس  سر خویش را تکان دادی. عبدالواحد گفت: «ای مرد ! اوستاد  ابوعلی سینا را می ­شناسی؟» مرد با شنیدن نام بوعلی، آهی از دل پر درد برکشیدی و نمی بر چشم آوردی و گفت: «آری، او را می ­شناسم. سالیانی پیش دانشجو بودم و چند ترم مشروط شدم. چاره کار را حضور در مجلس استاد دانستم تا برنامه­ای نکو برای وصول به مقصود به من عرضه نماید. اوستاد نیز برنامه­ای به من بداد و سرّ پاس کردن دروس را در عمل به آن افعال دانست؛ لیکن من آن افعال را صعب بدیدم و درس و بحث را به یک سو نهاده و به لهو و لعب روی آوردم و آخرالامر از دانشگاه اخراج بشدم و اکنون پیر و درهم شکسته و گرد غم بر سر و روی نشسته، در این گوشه نظّاره‌گرِ گذر عمرم و اشعار گرانمایۀ رودکی را زمزمه می‌کنم که :  
شد آن زمانه که رویش به سان دیبا بود                              شد آن زمانه که مویش به سان قطران بود
کنون زمانه دگر گشت و من دگر گشتم                              عصا بیار، که وقت عصا و انبان بود
سپس راه خانۀ اوستاد را بدو  نشان داد و دوباره سر در گریبان آورد و در احوال خویش غرق شد.
عبدالواحد، بار دیگر راهی شد تا اوستاد را بیابد. در راه مردان بسیاری بدید و از هر یک درباره اوستاد ­پرسیدی  سخنی جز تحسین نشنیدی و هر یک به فراخور حال خویش، موفقیت خویش را مدیون کلام گهربار اوستاد دانستندی و او را وعظ نمودی که احادیث اوستاد را به دل و جان بپذیرد و اجرا نماید. 
سرانجام عبدالواحد، عرق ریزان با پاهایی پر آبله خدمت اوستاد رسیدی و با کرنش و تبجیل بسیار گفتی: «اوستاد ! از راهی بس دراز آمده‌ام تا مرا به تلمّذ بپذیری که پشت کنکوری هستم و آرزوی طبابت بر من مستولی است.»
بوعلی فرمود: «دانی چه راه  صعبی در پیش داری و باید  چندین کتاب درسی و کمک درسی را تورّق کنی و فراگیری؟ خود من چهل بار یک کتاب را بخواندم و باز پی به مفاهیم عمیق آن نبردم، و تازه قرار نبودی در آزمونی به نام کنکور شرکت نمایم؛ اما تو باید ده‌ها کتاب را سطر به سطر بخوانی تا از این ابتلای مهم به سلامت بگذری.»
عبدالواحد به اصرار بگفت که او را شاگردی مطیع خواهد یافت و کلام گرانبهای اوستاد را آویزۀ گوش خواهد کرد. فی‌الجمله اوستاد بوعلی سینا برای تعطیلات نوروز برنامه ­ای دقیق بدو بداد و بگفت که اگر در تعطیلات اعتدال بهاری، که فرصتی بس نکوست و البته ادامۀ زمان باقی مانده این گونه عمل نمایی، مفتاح موفقیت در دستان تو خواهد بود. عبدالواحد، بوعلی را سخت اکرام بکرد و از خانه بشد.
در راه به برنامه نظری بکرد و متعجب بماند که چگونه می‌توان روزانه این همه به مطالعه و حل سؤال و کسب معرفت پرداخت !! و دریافت که رسیدن به کمال مطلوب بسی دشوار است. پای کشان و سر در گریبان و بی‌خبر از  اطراف و اکناف، پیش می‌رفت که ناگهان مردی او را فراخواند و گفت: «ای مرد! از خانۀ اوستاد می‌آیی؟»
عبدالواحد سری به نشانۀ تایید تکان داد و خواست راهی شود که مرد با چهره‌ای گشاده بگفت: «آیا برای کنکور از او خواستار برنامۀ مطالعاتی شدی؟» عبدالواحد بار دیگر به نشانۀ تایید سری جنبانید، و این بار مرد با چهره‌ای گشاده‌تر گفت: «من می‌توانم تو را راهی بیاموزم که به سهل و بی‌زحمت بحث و فحص، کمال مطلوب را بیابی» عبدالواحد شگفت زده بگفت: «آن راه چیست؟!»
مرد گفت: «با شرکت در کلاس­های کنکور و اردوهای مطالعاتی ما به سهولت می­توانی سخت­ترین سؤالات کنکور را پاسخ دهی و بر تخت آرزوهای خویش جلوس نمایی.»
عبدالواحد از این سخن به وجد آمد و به دنبال او روانه بشد و ده­ ها کیسه زر به عنوان شهریه بپرداخت و از تعطیلات نوروز، طبق افاضات آن مرد کاردان و پیر کنکور که معتقد بود کنکور، آزمونی آسان است و فقط باید با شیوه‌های پاسخگویی به سؤالات آشنا بود و طریق پاسخگویی معکوس و خواندن دست طراحان سؤال را دانست، عمل کرد و البته بسی بیشتر زر خرج نمود.
 فی‌الجمله روزهای اعتدال ربیعی به پایان رسید و روز موعود بیامد و عبدالواحد خوش و خرم از یافتن مفتاح آمال خویش و در حالی که خود را در کسوت طبابت بدیدی، به مجلس کنکور راهی بشد و همان گونه که بدو آموخته بودند، سؤالات را اجابت نمود و با رویی گشاده آن مجلس را ترک بگفت.
ماهی بشد و کنکور را پاسخ بیامد و عبدالواحد در پی رتبه‌اش نظّاره‌گرِ تارنمای سازمان سنجش شدی؛ اما خود دانی و من باز نگویم که شاهد چه رتبه‌ای شد که یک قطار عدد در مقابل عنوان رتبۀ او ردیف شده بود که انگار رتبۀ کنکور نبودی و سازمان سنجش برایش شارژ تلفن همراه فرستادی !!

و زان پس بود که با شرمندگی، بار دیگر به محضر اوستاد بوعلی سینا رفتی و در رکاب این دانشمند گرانقدر تلمّذ کردی و از بهترین شاگردان وی شدی. 

منبع:پیک سنجش http://peyk.sanjesh.org/news/news.aspx?id=42722





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 23 اسفند 1395 :: نویسنده : s رستگار
نظرات ()


الإمامُ الصّادقُ علیه‏السلام :

إنَّ لِكُلِّ شَیءٍ زَكاةً ، وزَكاةُ العِلمِ أن یُعَلِّمَهُ أهلَهُ .

امام صادق علیه‏السلام :

هرچیزى‏زكاتى دارد و زكات دانش، آموختن آن است به اهلش.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 7 اسفند 1395 :: نویسنده : s رستگار
نظرات ()




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1 اسفند 1395 :: نویسنده : s رستگار
نظرات ()


( کل صفحات : 37 )    1   2   3   4   5   6   7   ...